سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
صراط
صراط


درباره نویسنده
صراط
فاطمه م[38]
من انسانی اروم صادق و باگذشت و احساسی به اصول و اعتقاداتم پایبندم و اعتقاداتم را با هیچ عوض نمیکنم.همیشه سعی میکنم باهمه با مهربونی رفتار کنم دلم نمیخواد کسی ازم برنجه خیلی صبورم و تحملم در برابر سختیه زیاده . از دروغ و حسادت و بی ادبی و خیانت بیزارم. و تو زندگی فقط دنبال یه ارامش قشنگ و همیشگی ام........
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
بهمن 90 [11]
اسفند 90 [3]


لینک دوستان
دوستدار علمدار
مهربان
لطف رحمان
فهادانــ
درجست وجوی حقیقت
دکتر علی حاجی ستوده
سایه های خیال
سکوت ابدی
ستاره سهیل
سه ثانیه سکوت
روز امید
@@@این نیزبگذرد@@@
روستای چشام
رازهای موفقیت زندگی
عاشق امام زمان (عج)
لباس شخصی
ادبیات
به یاد او
دهاتی
آموزشگاه زبان مهرآفرینان MEHR AFARINAN LANGUAGE SCHOOL
خورشید خاموش
عطر یاس
مهندسی متالورژِی
بسیج در روستای شیدان
sindrela
ع ش ق:علاقه شدید قلبی
گروه اینترنتی جرقه داتکو
نغمه ی عاشقی
تقدیم به مادرم
عاشق آسمونی
Manna
(¯`° سرزمیــــــــن رویــاهـا °´¯)
پنجره ای رو به سپیدی
بچه دانشگاهی
پسری ازنسل امروز
یادگاری های عشق
xXx عکسدونی xXx
صل الله علی الباکین علی الحسین
حاج آقا مسئلةٌ
شیدائی
دیار من دشتستان- بُنار آبشیرین
ایرانی یعنی عشق
مرجع مذهبی ایران
بانوی اسمانی
زمانه
فرهنگی ،مذهبی
اسیر عشق...
مسأله شرعی
موسیقی اصیل ایرانی
بیا ازدواج کنیم
تنها
رویای زیبا ...
به خدا سپردمت ما برای هم نبودیم
دل نوشته های یک دختر شهید
الکتروتکنیک
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
صراط


لوگوی دوستان





























وبلاگ فارسی

آمار بازدید
بازدید کل :2504
بازدید امروز : 6
 RSS 
   1   2   3   4      >

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است


که مرا از این درس می اندازید .


من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم


شوی قبول ،


ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در


 


روستا ، نخواهد موشک هوا کند .


  دکتر حسابی


 



نویسنده : فاطمه م » ساعت 9:45 صبح روز شنبه 24 اردیبهشت 91


بنام حضرت دوست




ای دوست به حنجرخون شهیدان صلوات   /برقامت بی سر شهیدان صلوات 


   ازدامن زن مرد به معراج رود              / بردامن مادر شهیدان صلوات......


 


ضمن عرض تبریک پیشاپیش به مناسبت سالروز تولد حضرت فاطمه سلام الله علیها که این روز بزرگ را روز مادر و روز زن نامیده اند 


و با تبریک به مادر عزیز خود و همچنین به تمام مادران ایران زمین , از زحمات و خوبی های آنها تشکر کرده و قدر دان ایشان هستیم.


*********************************************************************


عشق یعنی چه؟



عشق یعنی پر گسستن در هوایه بیشه زار

عشق یعنی پاره پاره کردنه زنجیره تن

عشق یعنی گریه کردن با صدایه مادرم

عشق یعنی آسمانی زیستن

عشق یعنی پرسه در قلب مادر زدن

عشق یعنی بغض کردن با صدای مادرم

عشق یعنی خلوت سکوت مادرم

عشق یعنی هستی و ماوایه من

عشق یعنی سبزیه فصله بهار

عشق یعنی رنگه سبزه بیشه زار

عشق یعنی جا نمازه مادرم

عشق یعنی مشق شب در پیکرم

عشق یعنی کودکانه زیستن

عشق یعنی فریاده دله بی مادران

عشق یعنی چرخشه نیلوفری بر دوره یاس

عشق یعنی پیچشه تسبحه مادرم

عشق یعنی مردانگی همچون علی

عشق یعنی مردمه ایرانه من

عشق یعنی یک صدایه آشنا

عشق یعنی نم نمه باران در بوته ها


عشق یعنی مادرم



نویسنده : فاطمه م » ساعت 2:39 عصر روز چهارشنبه 21 اردیبهشت 91


 وقتی داری گناه میکنی چپ و راست رو نگاه میکنی


 کاش یکبار بالا رو نگاه کنی ،


 به حضرت دوست ... 


 


 




نویسنده : فاطمه م » ساعت 6:34 عصر روز یکشنبه 18 اردیبهشت 91


یه دوست خوب ایمانتو ازت نمی گیره ! ما آدما معمولا ایمان قوی نداریم .


پس دنبال یه دوست باشیم که همینو هم ازمون نگیره !

یه دوست خوب عقایدت رو زیر سوال نمی بره !


و کمکت می کنه که باورهات بیشتر و بهتر بشن !

یه دوست خوب بی ارزشی رو ارزش نمی دونه !


بی دینی رو کلاس نمی دونه ! شراب خوری رو فرهنگ نمی دونه !


یه دوست خوب همیشه ازت تعریف نمی کنه ،


گاهی ایرادهاتو بهت می گه تا بتونی اونها رو بفهمی و رفع کنی!

یه دوست خوب آبروی تو رو برای حفظ آبروی خودش نمی ریزه !


در واقع از آبروی تو واسه خودش مایه نمی ذاره !


یه دوست خوب راز داره ! رازهای تو رو به دیگران نمی گه و پشت سرت حرف نمی زنه !

یه دوست خوب در شادی و غم با تو هست . نه فقط توی شادی ها !

یه دوست خوب باهات یه رنگه و نه صد رنگ . بهت دروغ نمی گه !

یه دوست خوب کمکت می کنه که به خدا نزدیکتر بشی و امیدوارتر زندگی کنی!

یه دوست خوب یعنی تو ، یعنی من !


به شرطی که بتونیم به خاطر همدیگه خودخواهیمون رو کمتر کنیم !
............................


دوست ِ من ، حالا بگو ببینم چند تا دوستِ خوب داری !؟




 


 


 



نویسنده : فاطمه م » ساعت 6:14 عصر روز یکشنبه 18 اردیبهشت 91



 خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام وحی فرمود:گل تقدیم شما


من شش چیزرادرشش موضع قرار دادم ومردم در شش چیزدیگر به دنبال ان میگردند وهرگز به ان نمیرسند.گل تقدیم شما 


اول – من راحتی را در بهشت قرار دادم و مردم در دنیا به دنبال آن هستند


دوم  _ من علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم در سیری به دنبال ان هستندگل تقدیم شما 


سوم- من عزت را در نماز شب قرار دادم و مردم در ابواب سلاطین  بدنبال ان هستندگل تقدیم شما
چهارم- من بلندی و رفعت و درجه را در تواضع قرار دادم و مردم در تکبّر بدنبال آن هستند.


پنجم- من اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم در قیل و قال بدنبال آن هستند.


ششم- من بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم در زیادی مال و ملک بدنبال آن هستن




نویسنده : فاطمه م » ساعت 5:23 عصر روز جمعه 16 اردیبهشت 91




                        


گویندخدا گناهان راببخشد-گیرم که ببخشدزخجالت چه کنم.


هرگاه در خلوت خودم به تو فکرمیکنم ازشدت شرمساری سرم


به زیر می افتد.


هر گاه به یاد پرده ای عظیم که برعیب های من کشیدی می افتم.


هرگاه به یادخوبیهای که از من بر زبانهاجاری ساختی و من 


لایق ان نبودم می افتم.


هر گاه بیادنعمتهای که به من بخشیدی ومن ناسپاس بودم می افتم.


هر گاه به یاد بلاهایی که با تمام گناهکاری ام از من دفع کردی می افتم.


و هر گاه به یادمی اورم که با تمام مهربانی ات باز از تو گلایه مند بودم.


در حالی تمام مشکلات از جانب خودم بود  عرق شرم سراسروجودم را فرا میگیرد........


و انگاه است که از شدت خجالت نمیتوانم از تو چیزی بخواهم.......


و باز وقتی به یاد پیمانهایی که یکی پس از دیگری با تو بستم وهمه را


 شکستم می افتم حتی روی انکه دیگر بار از تو عذرخواهی کنم راندارم............


//عجب معلم بدی است این طبیعت که اول //


      // امتحان میگیردوبعد درس میدهد.//







نویسنده : فاطمه م » ساعت 9:19 صبح روز دوشنبه 12 اردیبهشت 91




مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟


بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد


مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم.همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیفو ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.!




نویسنده : فاطمه م » ساعت 5:12 عصر روز پنج شنبه 8 اردیبهشت 91


   1   2   3   4      >